مدح و مناجات با امام حسن عسکری علیهالسلام
نادِعـلی که خـواندم و گـفـتم سیـنـجـلی روحم جـلا گرفت، به ذکرِ عـلی عـلی عمریست خـوردهام نمکِ والی الولی چـون از ازل به آلِ عـلـی گـفـتهام بلی صبحِ ازل که فـاطـمی و حـیدری شدم مدیون و سائلِ "حسنِ عـسکـری" شدم یا رایتُ الهُـدی! حسنِ عـسکـری! مدد خورشـیدِ سامـرا! حسنِ عسکری! مدد بر دردِ من دوا! حـسنِ عـسکـری! مدد حک شد به سینه یا حسنِ عسکری مدد از ابـتـدا تـو دسـتِ گـدا را گـرفـتـهای پشتِ مرا هـمیـشه و هـر جا گـرفـتهای گوشه نگاهِ لطفِ تو دریایِ رحمت است همواره سامرای تو لبریزِ غربت است ای دومین "حسن" کرمت بینهایت است اصلاً همیشه کارِ "حسن" ها کرامت است ای رمزِ اسـتجـابت و تعجـیلِ در فـرج در حسرتِ وجودِ تو باشد همیشه "حج" مکه برای وصلِ تو مـنّت کشیده است رویِ تو را ندیده و حسرت کشیده است کعبه چِقَدر از تو خجـالت کـشیده است بر رویِ دوش، بارِ مصیبت کشیده است شد قـبلـهگـاه و کعـبـۀ من شهرِ سـامرا ای روحِ کعبه! نفْسی و روحی لکَ الفِداء هم وارثِ نـمـادِ کـرم، مـجـتـبـی شـدی هم وارثِ مـحـبـت و مهـرِ رضـا شدی تو روضهخوانِ تـشنه لبِ کـربلا شدی تـو بـانـیِ زیـــارتِ خــونِ خــدا شـدی از تو روایت است که در روزِ اربعین باشد زیـارتـش از عـلامـاتِ مـؤمـنـین |